خرید بک لینک
چند روزی درگیر ثبت نام دانشگاه های ترکیه بودم و کنکور تجربی دادم.جالب بود ریاضی رو 80 زدم و از بقیه هم یکم زدم.سر کنکور وقتی به شیمی رسیدم کنکور تموم شد چون دیگه هواسم رف جای دیگه.طبیعی بود چون شیمی و رشته مهندسی شیمی از این به بعد واس من یه معنی بیشتر نداره. تو اتوبوسم و میرم تهران ،برعکس دفعه های قبل با یه روحیه خوبی میام تهران . ده روزی که خونه بودم خیلی اتفاق ها افتاد ولی دوس نددرم درموردش بگم

برچسب: اینجا, نویسنده: ماهان نیکنام تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:29

دیشب خواستم عکس تلگرام شهره رو نگا کنم و یادم رف که چند مدته از ترس اینکه تو عکسش اثاری از ازدواجش باشه ،عکسشو چک نمیکردم .با گوشی دوستم نگا کردم و عکس اخرش یه نوشته ای بود که اخرش 18 تیر نوشته بود .نتونستم زیاد نگا کنم ولی 18 تیر چی میتونه باشه؟ داره چیکار میکنه الان؟به چی فک میکنه؟اصلا من یادش مبفتم؟ و خیلی سوالای دیگه فک نکنم دوباره بتونم ببینمش ولی اگه شد زل میزنم این دفعه نمیترسم بزار هرچی می

برچسب: نویسنده: ماهان نیکنام تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:29

خیانت چیه ؟ خیانت میتونه خیلی چیزا باشه نه فقط اون چیزی که وقتی اسم خیانت میاد هممون بهش فک میکنیم. مثلا وقتی با یکی هستی و فکرت پیش یکی دیگس اون روز یکی گف شاید یه زن خیلی چیزارو نفهمه و سرش کلاه بزاری ولی خیانت رو نه داشتم فک میکردم دوستام خیلیاشون رابطه های زیادی داشتن و احتمال زیاد نمیتونن بگن .پس زندگی اونا چی میشه،واقعا میتونن نگن و تو روی زنشون نگا کنن. حالا من گهی رو که خوردم میگم و فک نکن

برچسب: خیانت, نویسنده: ماهان نیکنام تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:29

بعد انتخاب رشنه و فبل اینکه نتایجش بیاد چون امید دتشتم دانشگاه تهران قبول شم همیشه از رو نقشه ای که مشاورم بهم داده بود پارک لاله رو نگا میکردم و میگفتم چقد بزرگه حتی از دتنشگاه هم بزرگتره .بهد اینکه اومدیم تهران روز اول رفتیم پارک لاله،با رضا بودیم و اتفاقا هفته اول دفاع مقدس بود و پارک مراسم داشت.وقتی روز اول پارک رو انقد شلوغ و خوشگل دیدم گفتم ارزش اون همه نگا کردن از رو نقشه رو داشت.خیلی خاطره

برچسب: پارک,لاله, نویسنده: ماهان نیکنام تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:29

امرور بعد ازظهر یکی زنگ زد گف سوهر سهره هستم مزاحمش نشین گفتم باشه

به همین سادگی

+ نوشته شده در شنبه هفتم مرداد ۱۳۹۶ساعت 3:14 توسط دلی بال |

برچسب: مطمئن, نویسنده: ماهان نیکنام تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:29

نه امروز یه چیزی ته دلم میگه نه. با اینکه دوس دارم درس باشه ولی نیس شایدم دوس دارم واقعیت نباشه ولی امشب این حس اومد راستی این روزا نباید یادم بره بزار بگم درگیر چه کاراییم منتظر معجزم این روزا دل آدمی بزرگتر از این زندگی است و این رار تنهایی اوست تنها کیه واقعا؟ واقعا تنهاییم باعثش کیه؟ ولی این قضیه رو پیگیر میشم به یه نحوی زندگی خیلی بی رحمه اره ولی بازم اصلا تو دید اون شخص نیستم الان بخوام از

برچسب: نامطمئن, نویسنده: ماهان نیکنام تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:29

داشتم فک میکردم چقد دارم جواب ادمارو نمیدم چقد دارم ملاحظه بی ملاحظگی ادمارو میکنم. خیلی موقع ها میتونم جواب بدم و شاید خودمو خالی کنم و طرف مقابلمو ناراحت ولی نمیکنم .چه حرفای حق چه ناحق میتونم خودمو خالی کنم ولی نمیکنم. مثلا خیلی موقع ها جواب شهره رو نمیدادم جواب هر پی ام بدشو میتونستم بدم همین روزای اخر که از شوهرش گف میتونستم ناراحتش کنم میتونستم بگم روزی که من باهات حرف زوم یادته کی بودی یادت

برچسب: جواب,ندادن, نویسنده: ماهان نیکنام تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:29

صفحه بندی